خنده و سرگرمی

نامه‌ی دخترک برای خداحافظی با پدرش

بابایی دوستت دارم .

خوب یه پسری بود. که اونم دوست داشتم ، چون میدونستم تو از اون خوشت نمیاد مجبور شدم با اون فرار کنم

بابایی من خیلی دوسش دارم و معنای واقعی عشق رو فهمیدم . حتی با وجود اون همه خالکوبی که روی بدنش داره یا حلقه هایی که توی صورتش هست .

تازه یه خبر : من حامله ام

اون بهم قول داده با هم یه زندگی خوب میسازیم ولی چون الان چیزی نداریم ، رفتیم تو جنگل زندگی کنیم . من بچه هامو اونجا بدنیا میارم . وای که چقدر رویاییه .

ببین بابا من مطمئنم که تریاک و ماری جوانا ضرری برامون نداره ، پس میکاریم البته برای دوستاش که برامون کوکایین میارن .

بابا اخبار میگفت دیگه درمان ایدز داره پیدا میشه ما هم همیشه دعا میکنیم .تو هم دعا کن ، چون عشقم باید زود خوب بشه .

نگران نباش من دیگه ۱۵ سالمه میدونم چطوری از خودم مراقبت کنم .یکم که اوضاع بهتر بشه نوه هاتو میارم ببینی تا باهاشون بازی کنی و کلی لذت ببری .

خیلی دوستت دارم

دخترت

صبر کن:

شوخی کردم

من خونه همسایه هستم فقط میخواستم ببینی چیزای خیلی زیادی هست که بدتر از کارنامه باشه .

اونو برات رو میز گذاشتم تا ببینی .

0
برچسب ها
نمایش بیشتر

آرمان

آرمان هستم چندین ساله زنده هستم درس خوندم مشق هم نوشتم مثل همتون

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *